امروز روز قشنگی بود، هرچند من ENT رو دوست ندارم نمی دونم چرا و هیچ دلیلی پیدا نمی کنم، فقط به دلم نمی شینه این بخش، ترجیح می دم به جای مورنینگا و کلاسا ."/> امروز روز قشنگی بود، هرچند من ENT رو دوست ندارم نمی دونم چرا و هیچ دلیلی پیدا نمی کنم، فقط به دلم نمی شینه این بخش، ترجیح می دم به جای مورنینگا و کلاسا ."/> امروز روز قشنگی بود، هرچند من ENT رو دوست ندارم نمی دونم چرا و هیچ دلیلی پیدا نمی کنم، فقط به دلم نمی شینه این بخش، ترجیح می دم به جای مورنینگا و کلاسا "/>
خرید بک لینک

ENT



" /> امروز روز قشنگی بود، هرچند من ENT رو دوست ندارم نمی‌دونم چرا و هیچ دلیلی پیدا نمی‌کنم، فقط به دلم نمی‌شینه این بخش، ترجیح می‌دم به جای مورنینگا و کلاسا و کلینیکاش، برم تو حیاط زیر درختا بشینم و آهنگ گوش بدم. روزا دارن تند تند می‌گذرن و من هنوزم می‌ترسم از آینده، می‌ترسم و نمی‌دونم باید چیکار کنم، باید دو تا امتحان بدم تو اردیبهشت و یه کنفرانس هم دارم، اما هیچ غلطی نکردم، و امروز باید دو روز قبل که گند زدمو هرجوری شده جبران کنم.

برچسب: نویسنده: شیدا دادخواه تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:22

صفحه بندی