روزا می گذره، سخت و آسون و تلخ و شیرین...
من الآن دارم دومین ماه طرح پزشکی عمومیمو می گذرونم تو ادیمی، کلی مریض دیدم و به تجربیاتم اضافه شده،
عاشق شدم
با مردم گاهی خوش اخلاقم گاهی دلم می خواد خفشوون کنم،
شبکه نیمروز حامی نیروهاش نیست،
ساعتها سرکارم و خستم
شطرنج خیلی وقته گوشه ذهنم داره خاک می خوره و بازی نکردم
احساس کافی بودن و دوست داشتنی بودن می کنم،
ادامه میدم، اورثینک می کنم، غمگین میشم و شاد میشم، بالا می رم و پایین می رم ولی مطمئنم برنده میشم آخر این جنگ ،
دنیا هر جوری با هر اتفاقی می گذره و فقط نباید خودمو گم کنم...
این بود آپدیت من
شکر خدای را برای هر چه شد خوب و بد و " افزون ترین شکرها برای عشق"
برچسب:
نویسنده: شیدا دادخواه